اشتباهات بزرگ افراد منفی باف و راه های رهایی از منفی بافی

درون پست – کانال لاین و تلگرام – ویتامینها

کنار گذاشتن منفی بافی نشانه درایت شماست.

بااینکه می‌دانیم منفی بافی سمی کشنده است، چرا آن را کنار نمی‌گذاریم؟

به بدترین شکل ممکن فکر کردن، انتظار اتفاقات بد را داشتن، دیدن مشکلاتی که دیگران قادر به دیدن آن‌ها نیستند، و سوظن نسبت به اتفاقات مثبت همه و همه به یکجا ختم می‌شود، نوعی احساس نا امنی. برخی معتقدند که اگر از قبل منتظر اتفاقات ناگوار باشند اگر با آن اتفاق مواجه شوند عملکرد بهتری خواهند داشت و ناامید نخواهند شد.

مواردی که ذکر شد چقدر در مورد شما صادق است؟

یکی از افکار منفی شایع دیگر، سندرم “من که گفته بودم…” است. گویی برای برخی، درست بودن پیش‌بینی منفی‌شان بسیار مهم‌تر از رخ داد اتفاق‌های خوب است.

این‌گونه گفته می‌شود که افکار منفی تنها موجب افسردگی فرد نمی‌شود، بلکه رنج و درد او را از مشکلات زندگی دوچندان می‌کند. من نمی‌گویم که منفی بافی به‌تنهایی باعث بیماری می‌شود، ولی مطمئناً شرایط را سخت‌تر می‌کند.

در ادامه چندراه برای مقابله با افکار منفی و منفی بافی را معرفی خواهیم کرد؛ اما قبل از آن چند اشتباه بزرگ که افرادی منفی باف مرتکب می‌شوند باهم مرور می‌کنیم.

اغلب افراد منفی باف به‌واقع گرایی خود می‌بالند! البته هرکس دیگری که عقیده محکمی دارد فکر می‌کند این افراد واقع گرا هستند، حال چه در مورد بشقاب پرنده‌ها نظر بدهند و چه در مورد مسائل سیاسی.

واقع گرایی صفت موردعلاقه افراد بدبین است. البته از یک نظر حق با آن‌هاست، چراکه بدبینی ما را از تلاش بازمی‌دارد و یا باعث می‌شود کمتر از چیزی که باید تلاش کنیم و زودتر از آنکه باید، تسلیم شویم. پس می‌بینید که بدبینی، بازدهی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. پیش‌بینی‌هایی ازاین‌دست، معمولاً به واقعیت می‌پیوندند.

حتی برخی تحقیقات نشان می‌دهد که برداشت افراد از سلامت جسمانی‌شان بر طول عمر آن‌ها مؤثر است؛ اما آنچه ترسناک است این است که منفی بافی می‌تواند ما را از پا دربیاورد حتی اگر شرایط نسبتاً مناسب باشد. به‌طور مثال با گفتن جمله “چیزهای خوب دوامی ندارند ” بلافاصله استارت ویرانی شرایط خوبی که با آن روبه‌رو هستیم زده می‌شود؛ بنابراین، اولین توصیه من این است که بدانیم منفی گرایی و منفی بافی چگونه درک ما را تغییر می‌دهد.

اشتباهات بزرگ افراد منفی باف و راه های رهایی از منفی بافی

۱- سفید و سیاه فکر نکنید

زندگی نه سیاه سیاه است و نه سفید سفید؛ و اگر این‌گونه به زندگی نگاه کنید درواقع قدم در راه بدبختی گذاشته‌اید. چراکه در این صورت هر چیزی که به سفیدی انتظار ما نیست بد تلقی می‌شود.

به‌جای اینکه بگوییم باران تمام‌ وقتم را تلف و شبم را تباه کرد، می‌توان گفت: باران باعث شد دیرتر از معمول به خانه برسم.

به‌جای گفتن “این کار، کار بشو نیست و آینده اقتصادی مرا تباه کرده است” می‌توان گفت “این کار برای به ثمر نشستن به زمان بیشتری نیاز دارد”.

می‌توان استرس ناشی از مواجه‌شدن با افراد جدید را پذیرفت و دست از افکاری نظیر “می‌دانم آن‌ها از من خوششان نخواهد آمد” برداشت.

تفکر همه‌ یا هیچ بسیاری از جنبه‌های زندگی را نادیده می‌گیرد و زندگی را به شکل یک نمایش ناامیدانه و فاجعه بزرگ ترسیم می‌کند. در اینکه گاهی اتفاقات ناگواری می‌افتند شکی نیست اما به بدی چیزهایی که  احتمالاً در برنامه‌های خبری می‌بینید نیست. زندگی بیشتر از منطقه سفید و سیاه در منطقه خاکستری جریان دارد.

اولین قدم برای فائق آمدن بر افکار منفی این نیست که به‌یک‌باره مثبت اندیش شوید! بلکه نگاه خنثی و خاکستری به مسائل است. مثلاً اگر در حال حاضر با یک بحران عاطفی روبرویید قبل از اینکه به این نتیجه برسید که سرانجام این رابطه، دو قلب شکسته است به خودتان بگویید که میدانم که اوقات خوشی را خواهیم داشت. درست است همه‌چیز کامل نیست اما به خودمان فرصت می‌دهیم.

۲- منفی بافی را تعمیم ندهید

آیا هر بار که اتفاق منفی می‌افتد آن را به زمین و زمان تعمیم می‌دهید؟ و از قید زمان و مکانی که در آن وجود دارد آن را خارج می‌کنید؟

مثلاً اگر در یک رابطه عاشقانه بد بیاورید به خودتان می‌گویید “مرا چه به رابطه عاشقانه؟” یا اگر در امتحان شکست بخورید بجای اینکه بگویید “درست است این بار در امتحان شکست خوردم، اما بار دیگر تلاش بیشتری می‌کنم.” میگویید “چقدر خنگم!”

اشتباهات بزرگ افراد منفی باف و راه های رهایی از منفی بافی

۳- نیمه‌پر لیوان را کنار نگذارید

توجه بیش‌ازحد به جنبه منفی قضیه، ما را از دیدن نکات مثبت بازمی‌دارد. گویی فیلتر ذهنی خاصی وجود دارد که نکات مثبت را فیلتر می‌کند، نکات منفی را بزرگ می‌کند، موفقیت‌ها را به حداقل می‌رساند و راه بدبختی را هموار می‌کند.

عقب‌نشینی‌ها را تجربه‌های موقت و گذرایی ببینید به‌جای آن‌که به چشم اتفاقات ناگوار و همیشگی به آن‌ها بیاندیشید. همه ما به چیزی متمایلیم که بیشتر به آن می‌اندیشیم. نکات مثبت همیشه وجود دارند و این شما هستید که باید به آن‌ها فرصت ابراز بدهید. مثلاً به‌جای اینکه بگویید فلانی چقدر خودخواه است، می‌توانید به ویژگی مثبتی که دارد بیندیشید.

۴- آن‌قدر دنبال ویژگی‌های منفی دیگران نباشید

گاهی با قضاوت‌های عجولانه‌مان تنها زمینه ناامیدی، آزار و خشم خود و دیگران را فراهم می‌آوریم. اگر کسی حرفی میزند، معنای دیگری از صحبت‌هایش برداشت نکنید! اگر شخصی سکوت می‌کند دنبال پیدا کردن منظور منفی از این سکوت نباشید.

منفی بافی به‌ناچار شمارا نسبت به رفتار و نیات دیگران بدبین می‌کند. به‌خصوص که از دیگران و رفتار آن‌ها مطمئن نباشید. به‌طور مثال: “فلانی به من زنگ نزد، پس حتماً تمایلی به صحبت کردن با من ندارد.”

قضاوت در مورد شرایطی که در جریان همه جنبه‌های آن نیستید شمارا متزلزل می‌کند و این نشانه خوبی نیست. از طرفی نداشتن پیش‌فرض در فائق آمدن بر مسائل منفی کمک بزرگی به‌حساب می‌آید. به عبارتی هرچه مثبت‌تر به قضیه نگاه کنید، دست شما برای واکنش نشان دادن بازتر است به‌طور مثال می‌توانید این‌گونه به مسئله نگاه کنید که: فلانی با من تماس نگرفت چون…

الآن مشغول است

آنتن ندارد.

یا حتی منتظر من است که با او تماس بگیرم.

هیچ‌کدام از دلایل بالا بعید نیستند و حتی به‌اندازه قسمت منفی ماجرا ممکن الوقوع هستند.

دفعه بعد که حس ناامنی و عدم اطمینان به سراغتان آمد جلو خودتان بی ایستید و به خودتان بفهمانید که این مشکلات تنها زاییده ذهن شما هستند و واقعاً وجود ندارند.

توانایی تشخیص واقعیت از تصورات ذهنی رمز یک زندگی مثبت است.

۵- دست از انتظارات غیرمنطقی بردارید

شما باید با واقعیت جهان کنار بیایید، نه با تصوراتی که از آن دارید. زندگی در قبال خواسته‌های شما هیچ تعهدی ندارد. به‌عبارت‌دیگر اهداف شما به‌ندرت در غالب تصورات شما به وقوع می‌پیوندند.

دست از تحمیل انتظارات و قوانینتان به زندگی بردارید.

اگر فلانی دیر کرده به این معنا نیست که به شما اهمیت نمی‌دهد، شاید در ترافیک گیرکرده است.

اگر فلان کار را به‌درستی انجام نمی‌دهید به این معنا نیست که به‌اندازه کافی باهوش نیستید بلکه به تمرین بیشتری نیاز دارید.

اگر دکتر در اعلام نتیجه تعلل می‌کند، به این معنا نیست که جواب آزمایشتان بد است شاید هنوز نتیجه آزمایش به دستش نرسیده.

وضع قوانین این‌چنینی و مبتنی بر برداشت‌های شخصی که از زندگی دارید، ذهنتان را محدود می‌کند. تمام این صحبت‌ها به این معنا نیست که از زندگی انتظار خاصی نداشته باشید. بلکه هدف این است که انتظارات، شمارا به سمت منفی بافی و بی‌منطقی نبرد.

اگر به نتایجی خلاف تصوراتتان رسیدید به‌جای ناراحتی به دنبال جایگزین باشید.

نکته طلایی این است که همه‌چیز را همان‌طور که هست ببینید نه آن‌گونه که دوست دارید باشند.

اینکه واقعیت با تصورات شما متفاوت است الزاماً به این معنا نیست که چیزی که اتفاق افتاده شمارا از مسیر اصلیتان خارج کرده است.

چاره‌اندیشی

به‌گونه‌ای دعا کنید گویی همه‌چیز به خدا بستگی دارد و به‌گونه‌ای عمل کنید گویی همه‌چیز به خودتان بستگی دارد.

این جمله بهترین راه برای داشتن یک زندگی مثبت است. درواقع نقش ایمان و مثبت اندیشی را یادآور می‌شود.

تصمیم بگیر امروز مثبت‌تر باشی

نوبت شماست

کدام‌یک از توصیه‌های بالا برای شما مفیدتر بود؟ در مواقع منفی چطور خود را آرام می‌کنید؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

اپ ساز و اپلیکیشن ساز

منبع نوشته:marcandangel

مطالب مرتبط