۵ نکته برای درمان افسردگی آنهایی که دوستشان داریم

درون پست – کانال لاین و تلگرام – ویتامینها

اگر با شخص افسرده‌ای همراهید هیچ‌گاه دلیل ناراحتی‌اش را از او نپرسید. خودشان هم نمی‌دانند چرا احساساتشان این‌گونه است. افسردگی واکنش تعریف‌شده و مشخصی در قبال شرایط سخت نیست! به‌عکس افسردگی درست شبیه هوای بهاری است.

به‌جای سؤال در تاریکی‌ها، ناامیدی‌ها و تنهایی که به آن دچارند همراهی‌شان کنید تا از این شرایط رهایی یابند. همراهی افراد افسرده کار دشواری است اما یکی از بهترین مهربانی‌های است که می‌توانید در قبال کسی انجام بدهید.

جراحت‌های عمیقی هستند که دیده نمی‌شوند اما از هر زخمی کاری‌ترند

در ادامه چند نکته که می‌تواند در همراهی افراد افسرده و درمان افسردگی به کارتان بیاید با شما به اشتراک می‌گذارم.

 

۱- افسردگی چیزی نیست که بتوان آگاهانه آن را انتخاب کرد

تصور کنید در یک جنگل بزرگ گم‌شده‌اید. احتمالاً اوایل مدت‌زمانی طول می‌کشد تا متوجه گم‌شدنتان شوید و بعد خودتان را مجاب می‌کنید که چیزی نیست و فقط راه را گم کرده‌اید و به زودی راه را پیدا خواهید کرد. اما شب فرامی‌رسد و تغییری در وضعیت شما رخ نداده است روزها و شب‌ها همین‌طور سپری می‌شوند و شما همچنان نمی‌دانید که کجایید؟

دردناک است اما وقت آن رسیده که بپذیرید راه را “خیلی” گم کرده‌اید، آن‌هم در اعماق جنگلی که حتی نمی‌توانید حدس بزنید خورشید کجا طلوع یا غروب می‌کند.

مسلماً جایی که هستید انتخاب خود شما نبوده است. چیزی که توصیف شد دقیقاً وصف حال افراد دچار افسردگی است.

افسردگی یکی از ملال‌آورترین و خسته کننده ترین حالات انسانی است. شخص افسرده ممکن است گاهی غمگین باشد و گاهی احساس گم شدن به او دست دهد و گاهی هیچ حسی نداشته باشد. افسردگی گاهی فرد را تا مرز نبودن هم می‌کشاند و توان حرکت و لذت بردن از چیزی‌هایی که قبلاً او را به وجد می‌آورد از او می‌گیرد.

افسردگی یک “حال بد” نیست که بتوان بلافاصله بعد از حس کردنش بر آن فائق آمد. بازهم تأکید می‌کنم افسردگی انتخابی نیست و شخص نمی‌تواند در کسری از ثانیه تصمیم بگیرد افسرده باشد یا خیر.

5 نکته برای کمک به افراد افسرده و درمان افسردگی آنها

۲- اگر تا به حال افسردگی را درک نکرده‌اید درک کاملی از آن نخواهید داشت

برخی تصور می‌کنند چون مواردی از قبیل طلاق، از دست دادن عزیزان یا از دست دادن شغل را تجربه کرده‌اند می‌دانند که افسردگی چیست. اما این تجربیات الزاماً به افسردگی منجر نمی‌شوند. در اغلب موارد این تجربیات حامل احساسات قوی هستند درحالی‌که افسردگی نوعی حس پوچی و رنج است که به معنای واقعی کلمه احساس، امید و منطق فرد را خلع سلاح می‌کند

گویی فرد ، دیگر خودش را احساس نمی‌کند حتی حس انسان بودن هم ندارد! ناامید، پارانویید و بی‌میل نسبت به زندگی و هیچ‌چیز شما را راضی نمی‌کند، می‌ترسید و درعین‌حال می‌جنگید و مدام به خودتان می‌گویید “که بهتر می‌شوم” اما میدانید که چنین اتفاقی رخ نخواهد داد.

به قول دیوید فاستر:

فرد به اصطلاح افسرده‌ای که تلاش می‌کند خودش را بکشد در راستای مفاهیم انتزاعی از قبیل ناامیدی و دیگر مفاهیمی که زندگی به او تحمیل کرده است تلاش می‌کند. این خودکشی به این خاطر نیست که مرگ یک‌دفعه خواستنی می‌شود. بلکه فرد در عذابی نامرئی غرق است که بعد مدتی غیرقابل‌تحمل می‌شود و درست مثل کسی که در طبقه پنجم یک ساختمان دچار حریق گیر افتاده است از پنجره بیرون می‌پرد.

این پرش به همان اندازه برای این فرد خوش‌آیند است که ایستادن کنار پنجره و دیدن مناظر برای ما. با این تفاوت که ترس از ارتفاع همچنان در ما وجود دارد. متغیر در این شرایط ترس از شعله‌های آتش است. وقتی شعله‌ها آن‌قدر نزدیک شوند که گریز از آن‌ها ممکن نباشد افتادن به‌مراتب آسان‌تر از سوختن جلوه می‌کند.

درواقع اینجا میل به پرش محرک اصلی نیست بلکه شعله‌های آتش است که فرد را مجبور می‌کند بپرد و از آن‌طرف در چنین شرایطی هیچ بیننده‌ای فریاد “طاقت بیار” سر نمی‌دهد گویی این پرش را درک می‌کند. شما تا در چنین شرایطی قرار نگیرید نمی‌توانید شعله‌هایی که شمارا به پریدن مجبور می‌کند درک کنید.

5 نکته برای کمک به افراد افسرده و درمان افسردگی آنها

 

۳- جمله‌هایی نظیر : “بی‌خیال، مسئله مهمی نیست” / ” آب و هوایی عوض کنی درست میشه” / ” یه تکانی به خودت بده” در چنین شرایطی جوابگو نیست

شاید زدن حرف‌های خوبی مثل این کار ساده و موثری به نظر برسد چون فکر می‌کنید با این حرف‌ها آن‌ها را امیدوار می‌کند، درحالی‌که این حرف‌های کلیشه‌ای و ساده‌ای از این دست برای چنین افرادی تنها کلماتی پوچ و بی‌ارزش‌اند.

حقیقت این است که حرف‌هایی از این دست واقعیت ندارند و تنها فرد را مضطرب می‌کنند تا آنجا که ترجیح می‌دهند تنها باشند.

خب پس چه باید کرد؟

جواب دادن به این سؤال کار سختی است چون جواب به‌طور پیچیده‌ای به شرایط شما بستگی دارد سعی کنید حامی فرد باشید.

مثلاً راهی که من پیشنهاد می‌کنم شاید ابتدا کمی سخت به نظر برسد به آن‌ها بگویید:

” من دوستت دارم، و تنها کسی نیستم که تو را دوست دارد. لطفاً باورم کن. به خاطر کسانی که دوستت دارند زندگی کن، تلاش کن خاطرات خوبی که افسردگی آن‌ها را از تو گرفته باز پس بگیری. نفس بکش، شجاع باش یک‌قدم روبه‌جلو هم جای امیدواری است. ورزش کن، حتی اگر برایت مشکل است. برای خودت دلیل بیاور حتی وقتی دلیلی نداری. من کنارتم. فردا هم کنارت خواهم بود. تنهایت نمی‌گذارم”

بعدازاین حرف‌ها در سکوت و مدت طولانی او را به آغوش بکشید و همین روند را بازهم تکرار کنید.

 

۴- حتی اگر شمارا طرد کردند بازهم به سمتشان بروید

” نمی‌خواهم کسی را ببینم. ترجیح می‌دهم در اتاق تاریک خودم روی تخت دراز بکشم. نیستی چون موج‌هایی عظیم مرا در برگرفته‌اند. مسبب تمام بلاهایی که سرم می‌آید خودم هستم. اشتباه بزرگی کردم اشتباهی که مرا در خودش غرق می‌کند. من آدم احمق و بی‌ارزشی هستم.”

جمله‌هایی که خواندید بخشی از کتاب چشمان گربه اثر مارگارت اتوود است. این جملات به خوبی تنهایی، ناامیدی و دلسردی فرد مبتلا به افسردگی را بیان می‌کند. اگرچه افسردگی باعث می‌شود فرد به شدت احساس تنهایی کند اما همین افسردگی محرکی است که فرد را به سمت انزوا سوق می‌دهد.

افراد مبتلا به افسردگی غالباً حس می‌کنند که سربار دیگران هستند و همین باعث می‌شود که تنهاتر از قبل شوند و کسانی را که بیشتر از همه به آن‌ها نیاز دارند کنار بگذارند.

اگر شمار را طرد کردند هرچند وقت یک‌بار به آن‌ها بفهمانید که در کنارشان هستید، اما آن‌ها را مجبور نکنید تا از احساسشان حرف بزنند. صبور باشید. درست است که دوست دارند تنها باشند اما این بدین معنا نیست که ترجیح می‌دهند ۲۴ ساعته به دردهایشان مشغول باشند.

برنامه ریزی کنید و زمان خاصی را با آن‌ها بگذرانید. پیشنهاد بدهید که به رستوران دلخواهش بروید یا گزینه‌هایی را پیش رویش بگذارید که او را از زندگی روتین اش دور کند حتی شده برای چند دقیقه! به او یادآوری کنید که هستید.

5 نکته برای کمک به افراد افسرده و درمان افسردگی آنها

 

۵- افسردگی فرد مبتلا را به شدت خسته می‌کند

خستگی بی‌امان یکی از دلایل شایع افسردگی است. حتی بیدار شدن از خواب و خارج شدن از تختخواب برای آن‌ها به‌شدت سخت و مشقت بار است. علاوه بر این فرد افسرده ممکن است لحظه‌ای سرخوش باشد و لحظه‌ای بی انرژی و همین باعث می‌شود که اغلب حضور در برنامه‌های را کنسل کنند و نسبت به مهمانی‌ها بی‌رغبت باشند. پس از رفتارشان ناراحت نشوید و بدانید که این رفتارها اقتضای حالی است که دارند.

سعی کنید هیچ‌وقت از رفتارهایشان منظوری برداشت نکنید.

 افراد تنها از داشته‌هایشان می‌توانند به دیگران ببخشند. درحالی‌که افسردگی تقریباً همه‌چیز فرد را از او می‌گیرد، به خاطر داشته باشید که همه رفتارهایتان از سر عشق و محبت باشد. اما توقع نداشته باشید که پاسخی از سر محبت دریافت کنید. درک کنید. اگر منظوری از رفتارهای شخص برداشت نکنید آزادانه‌تر می‌توانید به کسی که واقعاً به شما نیاز دارد عشق بورزید. بدون اینکه انتظارات مزاحم اندکی از این عشق بکاهد.

نکته:

دوست دارم بازهم به این نکته اشاره‌کنم که افراد تنها از داشته‌هایشان می‌توانند به دیگران ببخشند این موضوع در مورد شما هم صادق است. مراقبت از افراد افسرده خسته کننده است و اگر مراقب خودتان نباشید بعد از مدتی چیزی برای بخشیدن به او ندارید.

شاید حضور فیزیکی داشته باشید ولی ازلحاظ روانی و عاطفی آن‌قدر تحت‌فشارید که عملاً اثری ندارد. پس اندکی عشق هم برای خود کنار بگذارید و به خودتان برسید که این شامل خواب کافی، تفریح کافی، تغذیه سالم و اختصاص زمانی برای بازسازی انرژی ازدست‌رفته است (انرژی که صرف فرد افسرده کرده‌اید)

نوبت شماست

اگر تجربه‌ای در مورد زندگی با افراد افسرده دارید با ما در میان بگذارید. نظرات خود را با ما به اشتراک‌گذارید.

اپ ساز و اپلیکیشن ساز

منبع نوشته:marcandangel.com

مطالب مرتبط