کوتاه و آموزنده : خود‌خواه نباشید!

اسب و الاغی با هم سفر می کردند.الاغ به اسب گفت : “اگر دلت می خواهد من زنده بمانم، کمی از بار من را بردار.” اما اسب به او اعتنایی نکرد. الاغ که نمی توانست سنگینی آن همه بار را تحمل کند، به زمین افتاد و جان داد. آن گاه صاحب اسب تمام بارها ، به اضافه‌ی پوست الاغ را پشت اسب گذاشت. اسب همچنان که زیر بار کمر خم کرده بود، ناله می کرد و با خود می گفت : ” افسوس! چه حماقتی کردم.من حاضر نشدم اندکی از بار الاغ را به دوش بکشم. حالا نه تنها مجبورم باری را که بردوش او بود، بلکه پوست او را هم به دوش بکشم.”

نکته : برای نتیجه گیری از حکایت بالا در اینجا مطلبی را از «زیگ زیگلار [+]» می آوریم :

شنیده ام که در اندونزی درختی به نام «یوپاس» وجود دارد.این درخت سم ترشح می کند و چنان انبوه و پر است که هر گیاهی را که در پای آن رشد کند ، نابود می کند. این درخت پناه می دهد،‌سایه دارد و نابود می کند.

متاسفانه باید بگویم که من کسانی را می شناسم که مانند این درخت هستند.فکر کنم شما هم کسانی از این نوع را می شناسید. این آدم ها خودپسندند. آن ها همه چیز را برای خود می خواهند که مرکز توجه واقع شوند. هیچ علاقه ایی به کمک به دیگران ندارند ، ولی از همه به نفع خود بهره می جویند. آنها مانند درخت «یوپاس» خاصیتی برای اطرافیان ندارند و باعث شکوفایی ، رشد و باروری دیگران نمی‌شوند.

از طرف دیگر یادم می آید وقتی کوچک بودم سعی می کردم روی ریل راه آهن راه بروم. چند قدم بیشتر نمی توانستم راه بروم و تعادل خود را از دست می دادم. اما اگر با دوستم روی ریل قرار می‌گرفتیم می توانستیم دست یکدیگر را بگیریم و تعادل خود را حفظ کنیم. در این صورت می توانستیم تا آن سر دنیا برویم.

من و تو حق انتخاب داریم.می توانیم مثل درخت یوپاس باشیم. «سم خودخواهی» ترشح کنیم. فقط به خود و خواسته هایمان بیندیشیم. در خودخواهی جا خوش کنیم یا این که همزمان با رشد زندگی به دیگران یاری دهیم. می توانی زندگی را در خدمت دیگران باشی، یا با خودپسندی گمراه کننده آن را هدر دهی. یا باید از مردم سوء استفاده کنی یا با آنها دوست شوی. هر دو باهم ممکن نیست.

نتیجه گیری دگرش:

کمی به دور و بر خودت نگاه کن…به دیگران نه، به دور و بر خودت و رفتارت. امروز تا همین الان چقدر خودخواه بودی، در رانندگی ، در صف مترو و اتوبوس، در محل کار، در خانه …!!!؟؟؟ عادت کرده ایم تا به راحتی فقط به آنچه برای خود می خواهیم فکر کنیم و بخاطر آن هر کاری انجام دهیم. بسیاری را می بینم که هر روز تلاش می کنند هر چه بیشتر از روز قبل بر دارایی ها، پُست و مقام خود بیافزایند حتی به قیمت آسیب رسیدن به همسایه شان و حتی خواهر و برادر خویش!!!!!!

از همین امروز آغاز کن. در کنار صبحانه ایی که برای توانمندی جسمت می خوری، یک جمله برای توانمندی روح و جانت نیوش جان کن :

من با بخشش و دوستی، نسبت به همنوع خود سم خودخواهی را از خود دور خواهم کرد.

من، با بخشش و دوستی نسبت به همنوع خود سم خودخواهی را از خود دور خواهم کرد.

من با بخشش و دوستی نسبت به همنوع خود، سم خودخواهی را از خود دور خواهم کرد.

 

 بزرگی می گوید :

«به ندرت همسایه مان را با همان ترازویی می کشیم که خودمان را وزن می کنیم! »

منبع داستان : کتاب بازیگر زندگی باشیم نه بازیچه‌ی آن – اثر دوست عزیزمان سعید گل محمدی – www.nimkiloo.com

دگرش در لاین

درباره نویسنده

احسان آقابابائیان هستم با خرده هوشی و سر سوزن ذوقی. روز و شب همیشه در این فکرم تا چگونه بهتر انسانی باشم و بهتر زندگی کنم، ماحصل این افکار و دغدغه ها سایت دگرش است پیش روی دیدگان شما.

مطالب مرتبط

9 نظر

  1. Davood

    درسته خب…هرکسی اینو می دونه که نباید پاشو بذاره رو بقیه بره بالا…مسلمه که از انسانیت دوره…اما ممکنه ناخواسته اینو رعایت نکنن…تو نوشتن مطالب اگه یه مقدار از کلی گویی خارج شیم و جزئیات رفتار و ببینیم و مشکلاتو ریشه یابی کنیم بهتر میشه…

    پاسخ
  2. soghra

    خیلی مطلب خوب و مفیدی بود بخصوص اینکه متن جنبه نصیحت کنندگی صرف نداشت و در انتها یک راهکار عملی هم پیشنهاد شد

    پاسخ
  3. ‍پینگ بک: خود خواه نباشید

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *